اتاق بازرگانی صنایع ، معادن و کشاورزی خراسان رضوی

پایگاه خبری و اطلاع رسانی

سال حمایت از کالای ایرانی

منو

ضرورت توجه ویژه دولت به اشتغال مولد

ضرورت توجه ویژه دولت به اشتغال مولد

بودجه ۹۷ با تمام حواشی قبل و بعد از آن، اواخر سال گذشته به مجلس تقدیم شد. شعار اصلی آن، از بین بردن فقر مطلق و افزایش اشتغال فراگیر بود. شعاری که با توجه به وضعیت فعلی کشور کمی غیرمعقول و دور از ذهن به نظر می‌رسید.

 

اقتصادآنلاین - آویده علم جمیلی؛ بسیاری از اقتصاددانان نسبت به برخی تصمیمات و لوایح بودجه ابراز نگرانی کردند و از دولت و مجلسیان خواسته شد که به حرف کارشناسان و اقتصاددانان توجه کنند. ایجاد اشتغال پایدار یکی  از اهداف لایحه بودجه 97 بود که از همان ابتدا با مخالفت بسیاری از کارشناسان روبرو شد. برخی معتقد بودند و همچنان هستند که به بهانه ایجاد اشتغال نباید قیمت حامل‌های انرژی را افزایش داد چرا که باعث از بین رفتن چندین هزار شغل می‌شود. در این راستا با فرشاد مومنی، کارشناس اقتصادی به گفتگو پرداختیم. مومنی معتقد است دوره‌ای که در آن هستیم بسیار خطیر و پیچیده است و هر تصمیمی مممکن است صدمات و آثار جبران ناپذیری داشته باشد. از طرف دیگر او در خصوص تبعات افزایش قیمت حامل‌های انرژی یادآور شد که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز به بهانه‌هایی قیمت حامل‌های انرژی افزایش پیدا کرد که آثار سوء آن را تا به امروز مشاهده می‌کنیم. این کارشناس اقتصادی معتقد است برای افزایش اشتغال باید به سمت سرمایه‌گذاری مولد رفت نه‌ترزیق منابع مالی به بازار. موردی که تا به حال در تدوین تقریبا اکثر لوایح بودجه نادیده گرفته شده  و اگر روال به همین شکل باشد،نه تنها اشتغالی ایجاد نمی‌شود بلکه فقر مطلق نیز عمیق‌تر می‌شود. شرح گفتگو را در زیر می‌خوانید.

-    پیرامون بحث بودجه، همه به بخش‌های دیگر بودجه توجه می‌کنند. بیشتر از یک ماه از ابتدای سال 97 گذشته و تمام بخش‌های بودجه به تصویب کامل نرسیده است، از طرفی  دولت تمام تلاش، هم و غم و‌تریبون‌های خودش یعنی آقایان ربیعی و نوبخت و خودِ آقای رئیس جمهور را در اختیار این موضوع قرار داده است. آن‌ها می‌گویند که بودجه را به نحوی بسته‌اند که در سال 97 یک میلیون شغل ایجاد نمایند. آقای نوبخت عنوان این بودجه را بودجه اشتغال آفرینی نام نهاد. در صورتی که نمایندگان مجلس و همچنین کارشناسانی که تاکنون بودجه را بررسی کرده‌اند، هیچ کدام به این اذعان باور ندارند. برای همین مباحث دیگری را پیگیر شده‌اند. و کسی نیامده است که راستی آزمایی نماید که آیا این بودجه می‌تواند این هدف را برساند، یا حتی در سطح محدودتر باشد یا خیر؟

شرایط کشور واقعاً یک شرایط خطیر و پیچیده‌ای است. بر اساس مطالعات و ارزیابی اینجانب، ساختار قدرتی که در درجه اول به بقا  و منافع خود می‌اندیشد، و در درجه بعدی می‌خواهد که امیدی را برای آینده ایجاد نماید، شاید هیچ توصیه‌ای عالمانه‌تر، قابل عمل‌تر و منطبق‌تر با آرمان‌ها از توصیه جدی گرفتن مسئله اشتغال مولد نیست. کتابی با نام عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز، را چند ماه پیش منتشر نموده‌ام، در این کتاب بحث مفصلی ارائه نموده‌ام، در این زمینه که هیچ گونه جهت گیری راهبردی برای یک دولت یا حکومت، توسعه گرا‌تر و عادلانه‌تر از جهت گیری معطوف به اشتغال مولد نمی‌باشد. اما در این زمینه یک خطر بزرگ هم با عنوان تعارض هویت و محتوی یا خطر بد دفاع کردن از یک ایده خوب وجود دارد. مانند خطری که احمدی نژاد متوجه کشور نمود. وقتی که او بحث عدالت را مطرح کرد، راجع به یک ایده آرمانی مشروعیت ساز و پایدار کننده حیات نظام جمعی صحبت می‌کرد. اما در عمل با وجود اینکه پرچم عدالت را بالا برده بود، فلاکت را به جای عدالت نشاند. به طوری که به گواه اسنادی که عمدتاً در دوره مسئولیت ایشان انتشار یافته بود، شاخص فلاکت در ماههای پایان مسئولیت ایشان به دو برابر ماههای این شاخص در شروع به کار او منجر گردید. در ماجرای بودجه سال 1397، احساس من این است که همان بلایی را که احمدی نژاد به نام عدالت سر کشور آورد، در بیخ گوش کشور کمین کرده و ممکن است این بار بنام اشتغال همان بلاها بر سر کشور بیاید. یعنی تحت این عنوان کارهایی صورت گیرد که بیکاری عمق پیدا کند، تورم افزایش یابد، همچنین سرخوردگی بیشتری را برای کشور پدید بیاورد. بنابراین توصیه موکد من به شما و هم به کسانی که دل در گرو ایران و جمهوری اسلامی دارند، این است که در ارتباط با مسئله اشتغال مولد یک برخورد روشنگرانه اعتلاء بخش و آگاهی دهنده را در درجه اول و به ویژه برای مقامات کشور، دنبال نمایید. زیرا که  ممکن است حتی آن‌ها حسن نیت هم داشته باشند. اما این سطح از دانایی و خرد که از سوی مقامات کشور که در ارتباط با اشتغال‌زایی مولد مطرح می‌گردد، در مقایسه با  بایسته‌ها در شرایط کنونی  بسیار ناکافی است. و من فکر می‌کنم که به جای برخورد تقابلی و انتقادهای مبتنی بر نفی و استهزاء آن گونه که اغلب طیف‌های سیاسی مخالف دولت انجام می‌دهند، باید مشفقانه با آن‌ها سخن گفت و کمک نمود که سطح دانایی آن‌ها بالا رود. متاسفانه آقای روحانی در این زمینه مسئولیت را به کسانی واگذار نموده است، ولو اینکه حسن نیت بالایی قائل باشیم، صلاحیت‌های تخصصی در این حیطه ندارند. یکی از معدود کسانی که در این زمینه صلاحیت کافی داشت و با آن وزارتخانه همکاری می‌کرد نیز به خاطر طرز مشاهده برخوردهای نمایشی، ظاهر سازانه  و غیر مطابق با واقعیت، خود را ناچار دید که برای حفاظت از آبروی خود، مسئولیت معاونت اشتغال را‌ ترک نماید. من امیدوار بودم که این‌ها در سطح وزارت کار و دولت، آن قدر از خودشان صلاحیت و جدیت نشان بدهند، که لااقل فکری برای ایجاد یک مجموعه‌اندیشه‌ای کارآمد تدارک ببینند. من با این مقدمه می‌خواهم بگویم که آقای روحانی رئیس جمهور محترم، وقتی که نطق بودجه را ارائه کردند، سیاست‌هایی را که براساس مبنای نظری و هم به اعتبار شواهد تجربی بارها آزموده شده در ایران و مکرر به صورت علمی آشکار شده که سیاست‌های منحط و پر خسارتی بود، اینگونه توجیه کردند که در ازای کارهای نادرستی که انجام می‌دهند، شغل ایجاد می‌نمایند. وقتی که می‌گویند این در ازای آن کار است، یعنی در پَس ذهن آقای رئیس جمهور هم این وجود دارد که آن کارها، کارهای خطایی هستند و با وعده اشتغال می‌خواهند آن‌ها را تطهیر کنند. ما می‌گوییم که اگر برای شما محرز است که این کار، کار خطایی است، کار بد مصلحت آن است که مطلق نشود. یعنی اینکه به امید واهی که در ازای این کار غلط، دست آوردی مثبت ایجاد شود. اگر قرار بود از دل این کار غلط دست آورد مثبت ایجاد بشود، دیگر کار غلط به حساب نمی‌آمد. در اینجا برای ایشان و کسانی که از موضع مسئولیت مستقیم در زمینه اشتغال یا از موضع توهم تقویت دوپینگی روحیه مردم یا دولت به آمارهای شگفت انگیز درباره خلق فرصت‌های شغلی می‌دمند، بعنوان یک کارشناس توسعه که بیش از سه دهه می‌باشد به طور مستمر روی مسائل توسعه و توسعه نیافتگی ایران کار می‌کند، مشفقانه عرض می‌کنم که هیچ متغیری به‌اندازه اشتغال مولد برای پیشبرد توسعه پایدار و عادلانه در ایران نقش تعیین کننده ندارد. همچنین هیچ عنصری به‌اندازه خطاهای راهبردی سیاست در اقتصادکه  از سال 1368 تا به امروز علیه اشتغال مولد صورت گرفته، توضیح دهنده همه بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و محیط زیستی کنونی ایران نیست.

بنابر این در این شرایط بسیار خطیر از نظر من برجسته‌ترین هدیه‌ای که به آقای روحانی و کل حکومت می‌شود تقدیم نمود، این است که همگی تلاش کنیم ذخیره دانایی موجود در ارتباط با اشتغال مولد را یک مقدار ارتقاء بدهیم. با این نیت من چند نکته را مطرح می‌نمایم. و خواهش می‌کنم آقای رئیس جمهور و همه کسانی که صرفنظر از میزان صلاحیت شان مسئولیتی را در این زمینه دارند، فرا بخوانند که با یک مسئله بسیار تعیین کننده و سرنوشت ساز به این حد سهل انگارانه برخورد ننمایند. وقتی که آقای رئیس جمهور می‌گویند که این کار اشتباه، یعنی دستکاری مجدد یک قسمت کلیدی  را انجام می‌دهند. یعنی شوک جدید به قیمت حامل‌های انرژی وارد می‌کنند که از این منابع بتوانند خلق فرصت شغلی نمایند، برای اینکه بگویم این صحبت تا چه‌اندازه بی‌پایه می‌باشد و همه شواهد تجربه تاریخی دقیقاً خلاف این را گواهی می‌دهند و این را هم نادیده بگیریم، به آقای روحانی بعنوان یک روحانی و حقوقدان عرض می‌کنم که این حرف با همه ادعاهای موجودی که بنام اشتغال در دولت ایشان می‌شودنیز ناسازگار است. وقتی که مقامات رسمی دولت ادعا می‌کنند که فقط در شش ماهه اول امسال هفتصد هزار شغل را ایجاد کرده‌اند، اگر می‌شود که بدون اینکه آن کار اشتباه را انجام داد، و دولت هم بدون اینکه آن کار غلط را انجام داده باشد، توانسته است در عرض شش ماه هفتصد هزار شغل ایجاد نماید، پس چه ضرورتی به تمسک به یک اقدام غلط است. ضمن اینکه من می‌خواهم از ایشان خواهش کنم که راجع به اصل این ادعای غیر قابل قبول هم، آن‌هایی که ادعاهای بی‌ضابطه می‌نمایند را گوشمالی  دهند.  متاسفانه در زمان دولت آقای احمدی نژاد اینکه آمارهای واهی در ارتباط با خلق فرصت‌های شغلی را ارائه می‌دادند به صورت یک رویه در آمده بود.

ما با همکارانمان در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در مجموع ده متغیر کنترلی را سنجش برای اعتبار علمی آن ادعا معرفی نمودیم. اینکه ادعاهای مربوط به خلق فرصت‌های شغلی با آن متغیرهای کنترلی در معرض آزمون صحت سنجی قرار می‌گرفت. آن متغیرها هنوز هم می‌تواند به کار بیایند. در واکاوی آن متغیرهای کنترلی در بیش از 80% آن‌ها به هیچ وجه گواه تائید آمیز راجع به این ادعاها وجود ندارد. آقای روحانی بایستی تمهیداتی را بی‌اندیشد که بیش از این حیثیت دولت ایشان بازیچه این ادعاهای واهی و بی‌پایه واقع نگردد. اگر این ادعا صحت داشته باشد، ما باید رد این موضوع را ابتدا در تحولات مربوط به سرمایه‌گذاری مشاهده کرده باشیم. مگر می‌شود بدون اینکه سرمایه‌گذاری خاصی انجام گردد و در شرایطی که در دولت ایشان بی‌سابقه‌ترین رشدهای منفی در سرمایه‌گذاری تجربه شده است، به طوری که حتی سخنگوی دولت در سال 94 در مقایسه با سال 95 رقم منفی 28% را در رشد سرمایه‌گذاری مطرح کرده است. چگونه می‌شود چنین چیزی را پذیرفت؟ به عنوان متغیر کنترلی دوم من می‌خواهم از ایشان خواهش کنم خودشان، مسئولان دولت و مشاورانشان سالنامه آماری مربوط به سازمان تامین اجتماعی در سال 1395  را مشاهده نمایند. در آن گزارش در مورد بیمه اجباری خالص یعنی آن‌هایی که آمده‌اند و آن‌هایی که رفته‌اند، سالنامه سازمان تامین اجتماعی رقم  منفی سیزده هزار نفر را به نمایش گذاشته است. یعنی ما در آن سال به گواه این سند رسمی که در درون دولت ایشان منتشر شده، با خالص اشتغال منفی روبرو بوده‌ایم باید پرسید با توجه به این واقعیت چه اصرای برای اعلام ارقام بی‌پایه وجود دارد. متغیر کنترلی دیگری که می‌تواند به کار ایشان بیاید، آن است که حتی اگر هم اشتغالی ایجاد شده باشد، در بهترین حالت اگر ما بخواهیم حمل بر صحت نماییم، می‌توانیم بگوییم که شاید در بخش غیررسمی اشتغال ایجاد شده باشد. در آن صورت باز پاسخ این است، که اگر در بخش غیررسمی آماری وجود داشت دیگر به آن عنوان غیررسمی اطلاق نمی‌شد. باید به ما بگویند که این آمارهای غیر رسمی را از کجا آورده‌اند. به فرض صحت این ادعا بگویند چنان مشاغلی چه نسبتی با ملاحظات توسعه دارند. مسئله بسیار مهم دیگر این است که در این گزارش آماری سالانه 1395 سالنامه سازمان تامین اجتماعی، عنوان می‌کند در حالیکه در سال 1392 سازمان تامین اجتماعی یک صد و چهل هزار پرونده پیمانکاری داشته است، این رقم در سال 1395 به زیر سی هزار پرونده رسیده است. چگونه می‌شود در حالیکه پیمانکاران فعال تا این میزان سقوط را به نمایش گذاشته‌اند ما انتظار خلق فرصت شغلی در ابعاد حیرت انگیز ادعایی داشته باشیم یا اینکه چنین ادعاهایی را بتوانیم بپذیریم. به آقای روحانی عرض می‌کنم بر اساس گزارش‌های رسمی که در دولت ایشان منتشر شده و سری زمانی تحولات متغیرهای کلان ایران را پوشش می‌دهد، در عالی‌ترین شرایط غیر رکودی هرگز اقتصاد ایران، نتوانسته است که  بیش از پانصد و نود هزار شغل در سال ایجاد نمایید.

در شرایطی که با بی‌سابقه‌ترین و عمق یافته‌ترین رکود روبرو هستیم، ایشان چگونه چنین ادعاهایی را می‌پذیرند؟ چگونه کسانی که باید به ایشان مشاوره بدهند، در این زمینه‌ها سکوت کرده‌اند؟ اینکه از زبان یک مقام رسمی که اعتبار شخصی احترام برانگیز هم دارد، چنین مطالبی مطرح می‌گردد. به غیر از نقدهایی که شخصاً در نهایت شفقت و مهر به طرح اشتغال فراگیر که در دولت تهیه شده و مطرح کرده ام، و حداقل هفت پارادوکس بی‌پاسخ را در آن طرح برجسته نموده ام و هر کدام از آن‌ها به گونه‌ای نشان می‌دهد که این طرح چه میزان کاستی دارد و نمی‌شود به آن دل بست. حتی اگر بپذیریم که این نقص‌ها وجود ندارد، یا اینکه در اجرا درباره برطرف کردن آن، فکری شده است، مسئله اساسی این است که بنابر اظهارات رسمی وزارت کار، می‌گویند برای طرح اشتغال فراگیر تا به امروز حتی یک ریال هم تخصیص داده نشده است. در شرایطی که راجع به آن طرح صرفنظر از کاستی‌های آن عملاً با یک چنین چیزی روبرو هستیم، ضمن اینکه این طرح مصوب ستاد مقاومتی هم می‌باشد. باید بگوییم دریغ و اَسَف راجع به بنیه کارشناسی آن ستاد در این زمینه، منهای آن‌ها و در حالیکه به اظهار مقامات  وزارت کار هیچ حمایتی هم از این طرح صورت نمی‌گیرد، ادعاهای مربوط به این میزان خلق فرصت شغلی در ابعاد ادعایی چه مبنایی داشته است؟ مسئله بسیار مهم دیگر، میزان سازگاری این حرف‌ها و ادعاها است که متاسفانه تعداد آن‌ها زیاد شده و حتی در بین خودِ آن‌ها تناقض‌های بی‌شمار وجود دارد. آقای روحانی باید از مشاوران و وزیرانشان بخواهند که رابطه این حرف‌ها و ادعاها را با مواد قانونی و جداول مربوط در برنامه ششم توضیح بدهند. اگر‌ اندیشه و اراده‌ای در مورد اصل اشتغال و راهگشایی این شیوه‌ها وجود داشت، ما باید اثری از این‌ها را در برنامه پنج ساله ششم مشاهده می‌کردیم. چیزی که در برنامه آن‌ها وجود نداشته است، چگونه یک باره بدون اینکه ریالی به آن تخصیص داده شود، چنین شرایطی را ایجاد نموده است؟ در شرایطی که ما با این ابعاد از قاچاق و واردات مصرفی افراطی در همین دولت آقای روحانی روبرو هستیم، مسئله اساسی این است که حتی قبل از اینکه شوک‌هایی به قیمت‌های کلیدی مانند نرخ ارز یا حامل‌های انرژی وارد بشود، ما با منطق نظری باید انتظار از بین رفتن مشاغل موجود بیشتر را داشته باشیم، نسبت به اینکه امکانی برای خلق فرصت‌های شغلی باشد. بنابراین می‌خواهم صمیمانه و خاضعانه از کل ساختار قدرت خواهش نمایم که تدبیر و تمهیدی را بیندیشند که به جای شنیدن حرف‌ها و ادعاهای واهی در مورد اشتغال، فرصتی را فراهم شود تا افراد صاحب صلاحیت در ارتباط با ابعاد اهمیت اشتغال مولد با آن‌ها بیشتر صحبت نمایند، تا به آن‌ها یادآوری کنند چهره‌هایی در استاندارد علمی آماتیاسن می‌گویند اگر برای اشتغال هفده شأن یا هفده کارکرد قائل باشیم، کارکردهای اقتصادی، فقط سه شأن از آن هفده شأن را پوشش می‌دهد. به عبارت دیگر برخورد سهل‌انگارانه و ظاهرسازانه و تو خالی با مسئله اشتغال مولد، آثار اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی ملی مخربی دارد، که به مراتب بیشتر از آثار تخریبی اقتصادی آن است. بنابراین بیایند و با کمک دانشگاه‌ها یک نظام دیده بانی درباره  اشتغال مولد ایجاد نمایند. اجازه ندهند کسانی با حرف‌های بی‌ضابطه اعتبار حکومت را به چالش بکشند. وقتی که خانوارها به عینه می‌بینند که به واسطه رکود عمق یافته، حتی بخش‌هایی از شاغلین موجود آن‌ها هم فرصت‌های شغلی خود را از دست می‌دهند، این ادعاها به جز پاشیدن نمک بر روی زخم، هیچ کارکرد دیگری ندارد و به هیچ وجه اعتباری برای آن‌ها ایجاد نمی‌کند. من می‌خواهم از آقای رئیس جمهور و همه نهادهای نظارتی تقاضا کنم به عنوان مشتی از خروار گوشه چشم و نگاهی به گزارش‌های کارشناسی که در معاونت رفاه وزارت کار تهیه شده است، و در آنجا نشان داده شده اگر دستکاری قیمت‌های کلیدی فقط در مورد بنزین و گازوئیل صورت بگیرد، در حدود چهارصد هزار فرصت شغلی از مشاغل موجود از بین خواهد رفت نیز داشته باشند. اگر چنین رویه‌ای برای برخورد صادقانه و واقعی در اشتغال در دستور کار کشور قرار بگیرد،  با اطمینان به آقای رئیس جمهور عرض می‌کنم بیش از 50% از بحران‌های اقتصادی اجتماعی موجود کشور به سهولت قابل حل و فصل خواهد بود. و این در یک دوره زمانی میان مدت  و تا قبل از پایان یافتن مسئولیت ایشان است. بنابر این از ایشان خواهش می‌کنم ولو به این اعتبار و در کنار همه دلسوزی‌هایی که داشته‌اند و تا این حد راجع به اشتغال صحبت می‌کنند، تدابیر و تمهیداتی را بیندیشند که حرف‌ها از ضابطه و اعتبار علمی بیشتری برخوردار باشد، همچنین جنبه عینی و عملیاتی پیدا نماید.

تا هم اینکه بخش قابل اعتنایی از خانوارهای ما دعاگوی ایشان باشند، و هم اینکه نام نیکی از ایشان در تاریخ معاصر اقتصادی ایران به یادگار بماند. آقای روحانی و همه کسانی را که با حسن نیت، آمارهای غیر قابل قبول در زمینه اشتغال مطرح می‌کنند را دعوت می‌کنم تا اسناد پشتیبان برنامه ششم را ملاحظه نمایند. در آنجا گفته شده است که ویژگی مشترک 90% ورودی‌های جدید به بازار کار در طی سال‌های برنامه ششم، داشتن تحصیلات دانشگاهی است. بنابراین ماجرا این است که در غیاب یک برنامه اندیشیده و سیستمی برای خلق فرصت‌های شغلی محال است کشور از بحران‌های موجود خود خارج گردد. آقای رئیس جمهور باید در ارتباط با این ادعاها، تمهیدی بیندیشند تا بیش از این در سطح نظام تصمیم‌گیری توهم ایجاد ننماید و همچنین در سطح عامه مردم هم سرخوردگی، بدگمانی و بی‌اعتمادی را افزایش ندهد. اگر چنین اسلوبی برای اداره کشور لااقل در سطح قوه مجریه در سال‌های باقی مانده از دوره مسئولیت آقای روحانی پدید بیاید، فکر می‌کنم هر ایرانی منصف شرافتمندی خود را متعهد می‌داند تا از دولت ایشان دفاع نماید. مردم نیز در برابر تریبون‌هایی که به صورت سیاست‌زده، چشم بسته و مطلق انگارانه با این دولت برخورد می‌کنند، خواهند ایستاد. آقای روحانی باید بدانند نجات کشور از طریق برخورد صادقانه و کارشناسی با واقعیت‌ها و جلب اعتماد مردم امکان پذیر می‌شود، نه از طریق آمارهایی که ما به ازای عینی و ملموسی ندارد.

کلیه حقوق این پورتال مربوط به اتاق بازرگانی ،صنایع ،معادن و کشاورزی خراسان رضوی می باشد